تبليغاتX
نجوم ,علاقه کودکی ام
نجوم ,علاقه کودکی ام
فرا رسیدن سال نومبارک باد

نوروز مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 19:45  توسط حسین | 

دنباله‌دار

سرگشتگان منظومهِ‌شمسی:

علم دنباله‌دارشناسی در سال 1950 زیرورو شد. در آن سال، دو مقالهِ دوران‌ساز درک ما را از این سرگردانان منظومهِ‌شمسی برای همیشه دگرگون کرد. هر دو مقاله تفکر علمی دربارهِ دنباله‌دارها را متحول کردند و با هم اساس تحقیقات جدید دربارهِ این کوه‌های یخ سرگردان را شکل دادند.
پال وایسمَن‌
کوه‌های یخ سرگردان در منظومه شمسی، وقتی در مداری کشیده به‌نزدیکی خورشید می‌رسند، از گرمای تابش خورشید و برخورد سیل ذرات باد خورشیدی دُمی بلند از ذرات گاز و غبار به‌وجود می‌آورند که در خلاف جهت خورشید در فضا کشیده می‌شود. درحالی که هرکدام از این اجرام خُرد و کم‌جرم فقط چند کیلومتر قطر دارند، یعنی کوچک‌تر از یک شهر بزرگ، دُم رقیق آنها تا میلیون‌ها کیلومتر ممکن است در فضای منظومه پخش شود. به‌همین سبب دنباله‌دارهایی که در نزدیکی خورشید در زاویه، دید مناسبی برای زمین قرار می‌گیرند در زمان اوج درخشش، چند شب تا چند هفته، مناظر خیال‌انگیزی را در آسمان زمین پدید می‌آورند.
علم دنباله‌دارشناسی در سال ۱۳۲۹/۱۹۵۰ زیر و رو شد. در آن سال، دو مقالهِ دوران­‌ساز درک ما را از این سرگردانان منظومه شمسی برای همیشه دگرگون ساخت. اولی نوشته یان اورت (۱۹۰۰-۱۹۹۲) بود که در نظریه‌ای عنوان کرد ابر عظیمی از هستهِ دنباله‌دارها اطراف منظومهِ شمسی را در فاصلهِ میان­‌ستاره‌ای نزدیک (حدود یک سال نوری) احاطه کرده است. دومی نیز نوشته فرِد ویپِل (۱۹۰۶-۲۰۰۴) بود که مدل جدیدی برای هسته، دنباله‌دارها ارائه کرد. هر دو مقاله تفکر علمی دربارهِ دنباله‌دارها را متحول کردند و با هم اساس تحقیقات جدید دربارهِ دنباله‌دارها را شکل دادند. اما در سال‌های اخیر، به‌علت کارِ ویپِل، جدیدترین اکتشافات رخ می‌دهد. مدل <جوش­‌سنگ‌های یخی> او این باور را ایجاد کرد که هسته‌های دنباله‌دارها <گلوله‌برفی‌های کثیف> بزرگ‌اند. به‌هرحال برای اثبات فرضیهِ ویپِل باید دهه‌ها می‌گذشت و فضاپیماهایی به‌ملاقات دنباله‌دارها می‌رفتند. ویپِل بر این باور بود که هستهِ هر دنباله‌دار جسمِ صُلبی است تشکیل شده از یخ و مواد شهابسنگی. این نظر مخالف مدل رایج <تپه شِنی> بود که می‌گفت دنباله‌دارها ابرهایی از غُبارند که با نیروی گرانش به‌هم متصل شده‌اند و در هنگام نزدیک شدن به‌خورشید گازهای حَبس شده را رها می‌کنند. این مدل تپه شنی حتی در زمان انتشارش، یعنی اواسط قرن نوزدهم، نیز مشکل داشت. اگر دنباله‌دارها صُلب نیستند چطور آنهایی که از فاصله بسیار نزدیک خورشید عبور می‌کنند جانِ سالم به‌در می‌بَرَند؟ (که اغلب هم همین‌طور است.) ویپل، در جستجوی الگویی جدید برای توضیح بهتر پدیده‌های مربوط به دنباله‌دارها، اعلام کرد که هستهِ آنها از یخ آب، آمونیاک، مِتان، دی‌اکسید کربن، و منوکسید کربنِ یخزده به‌همراه مواد شهابسنگی ریزدانه تشکیل شده است که همگی در دمای فوق‌العاده کم در کنار هم جمع شده‌اند تا یک گلوله‌برفی کثیفِ بزرگ بسازند. درخشش کار ویپل به این سبب بود که او تار‌و‌پودِ بسیاری از افکار موجود دربارهِ دنباله‌دارها را به‌هم بافت و نظریه‌ای را مطرح کرد که پدیده‌های رصدی بسیاری را توضیح می‌داد. مثلاً، ف­سِخس­ویاتسکی، اخترشناس اهل شوروی، در سال ۱۹۴۸ در نظریه‌ای اعلام کرد که دنباله‌دارها مقدار زیادی یخ دارند. ویپل از این نظر -‌که با طیف دنباله‌دارها هم سازگار بود- استفاده کرد و یخ را مرکز فرضیهِ جوش­‌سنگ یخی خود قرار داد. او سپس از این نظریه‌ها برای توضیح یکی از پیچیده‌ترین مسائل دنباله‌دارها استفاده کرد: حرکت غیرگرانشی. قوانین کپلر به‌مدت ۳۰۰ سال به‌خوبی حرکت‌های سیارات و قمرها و سیارک‌ها را توضیح می‌داد. اما دنباله‌دارها مشکل‌ساز بودند - آنها این عادتِ بد را داشتند که سرِ وقتی که باید­ دوباره ظاهر نمی‌شدند. مثلاً دنباله‌دار هالی بارها به‌نزدیکی زمین آمده است، اما هر بار با چهار روز تأخیر. شاید چهار روز برای دنباله‌داری با دوره تناوب ۷۶ ساله زیاد نباشد اما برای اخترشناسان آن زمان اشتباهی فاحِش در محاسبه بود. چیزی بجز گرانش خورشید و سیارات دنباله‌دار هالی را به مداری طولانی‌تر و دوردست‌تر می‌کشاند. این اثر دربارهِ دنباله‌دار اِنکه هم، که هر ۳/۳ سال بازمی‌گشت، دیده شد. اما، برخلاف هالی، اِنکه زود می‌رسید نه دیر!
ترجمه : شادی حامدی‌آزاد
برگرفته از : ۲۰۰۶ &Telescope, Feb.ِSky به‌روز شده در تحریریه نجوم‌

بادهای ستارگان خاموش

بادهای تَپ‌اخترها رفتار گذشتهِ ستارگان مرده را بازگو می‌کنند. این یافتهِ جدید اعضای طرح چندملیتی هِس (سامانهِ سه‌بُعدی پُرانرژی) است که دکتر آرش جنتی عطایی، اخترفیزیکدان ایرانی آزمایشگاه ذرات کیهانی و کیهان‌شناسیAPC در پاریس، در نخستین همایش علمی تلسکوپ فضایی گلاست اعلام کرد.
تحریریه نجوم‌
گروهی از اخترشناسان از فرانسه و آفریقای جنوبی، اعضای طرح چند مِلیتی هِس؛HESS) سامانه سه بُعدی پُرانرژی)، نخستین فهرست گونهِ جدید منابع پرتو گاما را منتشر کردند. این منابع یک دوجین ابرهایی از تابش‌های <یادگار مانده> از ستاره‌های مُرده‌اند که دربارهِ گذشتهِ پُرانرژی این اجرام اطلاعاتی را آشکار می‌کنند. این یافته‌ها را دکتر آرش جنتی عطایی، اخترفیزیکدان آزمایشگاه ذرات کیهانی و کیهان‌شناسی(APC) در پاریس، در بهمن ۱۳۸۵ در نخستین همایش علمی تلسکوپ فضایی گلاست(GLAST) در پالوآلتو، کالیفرنیا، اعلام کرد.
این فهرستِ سحابی‌های <یادگار> از بررسی دقیق و شبیه‌سازی منابعی به‌دست آمد که در دو سال گذشته در طرح هِس کشف شده‌اند. هِس آرایه‌ای از چهار تلسکوپ ۱۲ متری در نامیبیا واقع در آفریقا است.
آرش جَنتی عطایی از کودکی به‌آسمان عشق می‌ورزید و با تلسکوپی کوچک نجوم آماتوری را دنبال می‌کرد. پدر او از فرهیختگان ایرانی، ابوالقاسم جنتی عطایی، استاد تأتر و نویسنده شهیر است. با علاقهِ فراوان به‌نجوم در نوجوانی از تهران به‌پاریس رفت. در رشتهِ فیزیک دکتری اخترفیزیک خود را در سال ۱۳۵۹ از مؤسسه پژوهشی ماری‌کوری، با پایان‌نامه‌ای دربارهِ اولین مشاهدات پرتو گاما سحابی خرچنگ، گرفت. او در کنار پژوهش‌های نجوم گاما همواره به‌ترویج نجوم در میان مردم نیز علاقه‌مند بوده است.
مدتی پیش میزبان او در دفتر ماهنامه نجوم بودیم. اطلاعات زیر حاصل این گفتگو است. یکی از زمینه‌های کاری امروز او جستجوی منشأ پرتوهای کیهانی است. این ذرات پُرانرژی و دارای بار الکتریکی از جهات مختلف آسمان به‌ما می‌رسند. آنها در طیف وسیعی از انرژی‌های مختلف‌اند؛ از یک یا چند گیگاالکترون‌ولت تا ۱۰۲۰ الکترون‌ولت. خوشبختانه -‌و متأسفانه برای اخترشناسان- این پرتوهای پُرانرژی مرگبار مستقیماً‌ به‌زمین نمی‌رسند و بسیاری از ذرات پرتو کیهانی اولیه در جوّ زمین جذب می‌شوند. ویکتور هِس اتریشی، در سال ۱۹۱۱، نخستین‌بار نشان داد منشأ پرتوهایی که روی زمین ثبت می‌شود (پرتوهای ثانویه حاصل از برخورد ذرات پرتو کیهانی و باد خورشیدی با ملکول‌های جوّ زمین) کیهانی است. او در پروازی با بالن با دستگاه سادهِ الکترومتر پِی بُرد که شدت پرتوها در ارتفاعات بیشتر می‌شود؛ پس آنها از آسمان می‌آیند.

داستان کشف میهمان گیسوبلند زمستان 1385

رابرت مکنات در گفتگو با نجوم از کشف دنباله‌دار مکنات، پُرنورترین دنباله‌دار چهار دههِ اخیر، می‌گوید.
پوریا ناظمی
 
 
فصل زمستان و سال نو مسیحی در شرایطی آغاز شد که علاقه‌مندان نجوم در گوشه‌وکنار جهان خیره به منظره‌ای می‌نگریستند که معلوم نیست بار دیگر چه زمانی در برابر چشمان آنها نمایان شود. بار دیگر شکوه ظهور دنباله‌داری گیسو‌بلند و درخشان همه را مجذوب خود کرد. نمایش خیره‌کنندهِ دومین دنباله‌دار درخشان ۵/‌۱ قرن گذشته نفس همگان را در سینه حبس کرد و هر چه زمان گذشت بر شکوه این منظره نیز افزوده شد. گیسوی افشان و بلند دنباله‌دار و هستهِ درخشان و خیره‌کننده آن بار دیگر چشمان بسیاری را به‌آسمان دوخت. اما همهِ هیجان ما و دیگرانی که این منظرهِ بی‌بدیل را دیدند شاید قابل مقایسه با احساسی که رابرت مکنات تجربه کرد نباشد؛ مردی که در ۱۷ مرداد ۱۳۸۵ نخستین بار، از بین ده‌ها قطعه تصویر، لکهِ کوچکی را دید که اندکی در زمینهِ ستاره‌ها نسبت به‌تصاویر قبلی از همان منطقه جابه‌جا شده بود و با محاسبهِ مدار آن نام خود را بر دنباله‌دار دیگری نیز ثبت کرد. اما خود مکنات با سابقهِ کشف ده‌ها دنباله‌دار و صدها سیارک هم باور نمی‌کرد آنچه کشف کرده چنین منظرهِ باشکوهی را پیش چشمان ساکنان زمین به‌نمایش بگذارد. رابرت مکنات ساکن استرالیا و زادهِ اسکاتلند است. او طی حدود دو دهه کارِ حرفه‌ای خود بیش از ۴۰۰ سیارک و ۲۱ دنباله‌دار کشف کرده و در کشف چندین دنباله‌دار دیگر نیز سهیم بوده است. کار او به‌ویژه در سال‌های اخیر با همکاری در طرح جستجوی خُرده‌سیاره‌های سایدینگ‌اسپرینگ (مجموعهِ رصدخانه‌های بزرگ استرالیا) اوج گرفت. او اکنون اخترشناس مدرسه تحقیقاتی-‌آموزشی نجوم و اخترفیزیک دانشگاه ملی استرالیا است.
در این گفتگوی اختصاصی، مکنات از فعالیت‌های حرفه‌ای خود و داستان کشف دنباله‌دار مکنات سخن می‌گوید.
* پوریا ناظمی، روزنامه‌نگار علمی، همکار تحریریه نجوم و دبیر گروه علمی روزنامه جام جم است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 18:12  توسط حسین | 



نگاه اجمالی

گرفتگی کامل خورشیدرا باید یکی از منظره‌های زیبا و در عین حال ترسناک طبیعت دانست. تنها موقعی می‌توان این پدیده را دید که عوامل زیادی با هم انطباق پیدا کنند. خورشید کره فروزان بسیار بزرگی است با قطری در حدود 109برابر قطر زمین که در فاصله 150 میلیون کیلومتری زمین واقع شده است. ماه فقط یک چهارم اندازه زمین را دارد. ولی 400 بار نزدیکتر از خورشید به زمین است. البته بدیهی است که اجسام را از فاصله‌های دورتر کوچکتر می‌بینیم. اختلاف فاصله‌های ماه و خورشید نیز سبب می‌شود تا اندازه‌هایشان باهم برابری کنند. از اینرو آن دو در آسمان تقریبا به یک اندازه دیده می‌شوند.



تصویر

تاریخچه

در طول تاریخ این پدیده همواره مورد توجه اقوام و ملل مختلف بوده است. اغلب تمدنهای کهن خورشید گرفتگی را پدیده‌ای شوم می‌پنداشتند و درباره آن اعتقادات خرافی داشتند. چینیها عقیده داشتند که هنگام خورشید گرفتگی اژدهایی خورشید را می‌بلعد. در بسیاری از فرهنگها خورشید گرفتگی بلایی آسمانی پنداشته می‌شده است. مردم هند در خلال گرفتگی خود را تا گردن در آب فرو می‌کردند و اعتقاد داشتند که با این کار به خورشید و ماه کمک می‌کنند تا در برابر اژدها از خود دفاع کنند.

خورشید گرفتگی از دیدگاه علمی

اندازه ظاهری خورشید و ماه از زمین باهم برابر است. علت این امر آن است که فاصله این دو جسم از کره ما متفاوت است. در نتیجه در زمانهایی که ماه مسقیما از جلوی خورشید عبور می‌کند قرص خورشید در پس آن پنهان می‌شود. شرط لازم و کافی برای وقوع پیوستن کسوف آن است که زمین ، خورشید و ماه در یک خط یا تقریبا یک خط راست قرار بگیرند، بطوری که سایه ماه بر بخشی از زمین بیافتد کل این سایه از دو قسمت نیم سایه که در قسمت بیرونی است نیمه درونی که تاریک و سیاه است تشکیل شده است.

در محدوده نیم سایه ماه تنها قسمتی از خورشید را پوشانده است که به آن خورشید گرفتگی جزیی می‌گویند. در خلال گرفت بر اثر حرکت ماه و چرخش زمین سایه ماه زمین را از غرب به شرق طی می‌کند، به این سیر حرکتی سیر گرفتگی کلی می‌گویند. هر کسی که در این مسیر باشد خورشید را در حالت گرفت کلی خواهد دید، این مسیر در بیشترین حالت به 320 کیلومتر می‌رسد و حدود نیم درصد سطح زمین را می‌پوشاند. معمولا هر 1.5 سال خورشد گرفتگی کلی روی می‌دهد، اما ما در طول عمرمان شاید یک بار شانس تماشای این پدیده را داشته باشیم.



img/daneshnameh_up/1/14/Eclipse3.jpg

کسوف تنها برای زمین

تصادف شگفت‌آوری است که اندازه ظاهری قمر زمین ، یعنی ماه ، به اندازه ظاهری خورشید برابر است. گر چه خورشید 400 بار دورتر از ماه است، اما 400 بار هم بزرگتر از آن است. قطر بسیار بزرگ خورشید ، در اثر مشاهده از این فاصله زیاد ، کاملا کوچک دیده می‌شود. اگر این پدیده جالب توجه وجود نداشت‌، نمی‌توانستیم اطلاعات بیشتری در مورد جو بیرونی خورشید بدست می‌آوریم. بجز زمین ، در هیچ یک از سیارات منظومه شمسی پدیده گرفتگی خورشید روی نمی‌دهد.

علل کسوف

حدود 30 روز طول می‌کشد تا ماه یک بار زمین را دور بزند. دو یا سه بار در هر سال ، ماه در مسیر خود ، مستقیما از فاصله بیان زمین و خورشید می‌گذرد. در این هنگام گرفت خورشید رخ می‌دهد. قرص تاریک ماه برای مدت کوتاهی همه خورشید یا بخشی از آنرا می‌پوشاند.


  • چرا هرگاه ماه از میان زمین و خورشید می‌گذرد این پدیده اتفاق نمی‌افتد؟

    دلیل این امر اینست که مدار ماه و زمین باهم زاویه دارد و در بسیاری از حالات ماه از بالا یا پایین قرص خورشید می‌گذرد. مدار زمین و ماه در دو نقطه به هم بر خورد می‌کنند که به این دو نقطه گره‌های مداری می‌گویند و ماه هرگاه در این گره با زمین و خورشید در یک خط قرار بگیرد خورشید گرفتگی صورت می‌گیرد.

انواع کسوف

کسوف کامل

در این حالت ماه در نزدیکترین فاصله خود به زمین قرار دارد و در یک خط راست نیز قرار دارند. در این حالت کل قرص خورشید در پشت ماه پنهان می‌شود. سایه ماه فقط چند کیلومتر از سطح زمین را در بر می‌گیرد و به موازات حرکت ماه در مدار خود ، یک مسیر طولانی منحنی شکل در روی زمین می‌پیماید. تنها کسانی می‌توانند گرفتگی خورشید را ببینند که در جایی از این مسیر باریک و طولانی واقع باشند.

در هر نقطه ، مدت گرفتگی کامل ، بیشتر از دو تا پنج دقیقه طول نمی‌کشد. هر چه گرفتگی کامل نزدیکتر می‌شود، آسمان تاریکتر می‌شود و ستارگان بیشتری پدیدار می‌شوند. هنگامی که قرص خورشید کاملا پوشانده می‌شود، هاله سفید رنگ درخشانی در اطراف ماه می‌درخشد. این همان تاج است که بصورت هاله‌ای از گازهای رقیق و داغ از خورشید جریان دارند. در کنار قرص سیاه ماه ، حلقه باریک و سرخ رنگی از گازهای خورشید به چشم می‌خورد که فام سپهر نام دارد.

کسوف جزئی

ساعتی پیش از آغاز گرفتگی کامل ، ماه شروع به پوشاندن بخشی از خورشید می‌کند. در این مرحله گرفتگی صرفا حالت جزئی دارد. در نواحی وسیعی در هر دو سوی مسیر گرفتگی ، تنها گرفتگی جزئی قابل روئیت است. در بر خی گرفتگیها فقط نیم سایه با زمین در تماس است و تمام سایه از افراز قطبین می‌گذرد. طبعا این نوع خورشید گرفتگی در قطبین صورت می‌گیرد.

کسوف حلقه‌ای

فاصله خورشید تا زمین و نیز فاصله تا ماه ثابت نیست، این فاصله‌ها اندکی تغییر می‌کنند. هنگامی که زمین از حالت عادی خورشید نزدیکتر و از ماه دورتر است، اندازه ظاهری ماه کوچکتر از اندازه ظاهری خورشید می‌شود. اگر در این مواقع گرفتگی رخ دهد، ماه نمی‌تواند قرص خورشید را بطور کامل بپوشاند. در نتیجه حلقه درخشانی از نور خورشید دور تا دور ماه را فرا می‌گیرد. این حالت را گرفت حلقه‌ای می‌نامند. در گرفت حلقه‌ای ، آسمان همچنان روشن است و تاج خورشیدی نیز دیده نمی‌شود. به این دلیل ، ارزش علمی گرفت حلقه‌ای کم است.

ثبت کسوف

مردم در زمانهای قدیم از گرفتگی خورشید می‌ترسیدند. آنها علت گرفتگی را نمی‌دانستند و خیال می‌کردند که ممکن است خورشید برای همیشه ناپدید شود. امروزه گرفتگی کامل ، برای اخترشناسان فرصت گرانبهایی است تا بخشهای کم نورتر تاج و نیز لایه فام سپهر را مطالعه کنند. مدتها پیش از آنکه گرفتگی رخ دهد. برنامه ریزی دقیقی صورت می‌گیرد، تا چندین هیئت در مسیر گرفت مستقر شوند.



img/daneshnameh_up/9/9e/Eclipse1.jpg




اخترشناسان تلاش می‌کنند تا محلهایی را انتخاب کنند که در مدت کوتاهی ، گرفتگی ابری نباشد. طی چند دقیقه قابل استفاده ، دوربین و دستگاهها ، همزمان به عکسبرداری و آزمایشهای مختلف مشغول می‌شوند. حتی برخی از گروههای پژوهشگر در حالی که دستگاهها را در هواپیما جای می‌دهند، مطالعات خود را هنگام پرواز انجام می‌دهند. آنها با این روش می‌توانند از مزاحمت ابرها به دور باشند و نیز با پرواز هواپیما ، مسیر سایه ماه را دنبال کنند. از اینرو به مدت مشاهده گرفتگی چندین دقیقه افزوده می‌شود.

اهمیت علمی کسوف

ارزش علمی خورشید گرفتگی به بررسیهایی است که هنگام گرفتگی کلی می‌توان انجام داد که در مواقع دیگر عملا غیر ممکن است. وقتی ماه قرص خورشید را می‌پوشاند لایه‌های خارجی جو خورشید را می‌توان رصد کرد. با پدیدار شدن ستاره‌ها می‌توان انحنای فضا-زمان را اندازه گیری کرد با محاسبه زمان تماس اول ماه با خورشید می‌توان به جزئیاتی در حرکت مداری ماه و زمین پی‌برد. می‌توان ستارگان دنباله‌داری را که در حضیض هستند را بررسی کرد و ... .

در قرن اخیر مهمترین سنجشهای خورشید گرفتگی اندازه گیری مکان ستاره‌های قابل روئیت در اطراف خورشید و تأیید تجربی نسبیت عام انیشتین است. نسبیت عام پایه کهکشان شناسی نوین است.

سایت رشد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 17:54  توسط حسین |